تبليغاتX
بارانه

بارانه

دراین وبلاک هرنوع مطلبی را که از طرف بابا و مامان علیه من نوشته شده باشد به شدت تکذیب می کنم

 

اسم چندتا حشره رو به به بچه های کانون پرورشی دادم تا با اونها یه داستان بنویسند

این هم داستان یکی از اعضای تنبل ماست

که خواسته اسم  تمام حشرات داده شده رو توی چند جمله ی کوتاه بیاره

بیماری مورچه

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودهیچ کس نبود

مورچه آقا، پایش شکست ؛ پروانه خانم ، آقای مورچه را به دوش گرفت و به بیمارستان برد.

خانم پروانه اونو به مطب آقا سنجاقک برد

 و بعد به سوسک و ملخ و زنبور و مگس و پشه و کفشدوزک زنگ زد تا زودتر به بیمارستان بروند.

بارانه نشاطی - کلاس اول

+ نوشته شده در  نهم تیر 1388ساعت 10  توسط بهمن و ندا  | 

 

گیرنده:کانون پرورشی شماره یک گنبد کاووس ـ  خانم جلالی

نامه از کانون پرورشی شماره دو فرستاده شده بود

نامه ی بارانه بود:

به نام خدا

سلام مامان ! من یادم نرفته که هفته ی دیگر روز شمااست.

مامان من می دونم که برای این که مرا به دنیا بیاری

چقدر زحمت کشیدی. یا این که این اسم قشنگ را برای من بزاری(بذاری).

 چقدراین ، اسم قشنگی است.

بارانه دخترت 

+ نوشته شده در  سوم تیر 1388ساعت 12  توسط بهمن و ندا  |